خرید بک لینک
من یک فصلم شایدمرادوست نداشته باشی شایدبه من بگویی غم انگیز ولیکن پاییزبرگ ریزم به من فرصت بده میخواهم تمام تلاشم رابکنم تاباچندرنگیم تمام غمهایت رابریزم من همان پاییزبرگ ریزم

برچسب: پاییز,پاییز طلایی,پاییز صحرا,پاییز تنهایی,پاییز آمد,پاییز سال بعد رستاک,پاییز پدر سالار,پاییز چهرازی,پاییز طلایی mp3 download, نویسنده: بنیامین شاکری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:54

سال نو مبارک زمانیکه زخفتگی نازجداشودگل وگلزار زمانیکه بلبل مژده دهدنوروزوبهار زمانیکه به شب گیررنگ زنددامن خورشید زمانیکه آفتاب پرکشدبه دشت وجویبار زمانیکه مهتاب جلوه گری کندبه دیبای ابر زمانیکه هزاران رنگ وطرح تازه بریزدبهار زمانیکه رودخروشدوجوشدزعمق بسترخود

برچسب: بهاره رهنما,بهار,بهاره کیان افشار,بهاره افشاری,بهارات الكبسة,بهار نارنج,بهارات,بهارات الفلافل,بهارات الشاورما,بهارات البرياني, نویسنده: بنیامین شاکری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:54

" تقدیمی " " تقدیم به مادران عزیز وبلاگم ومادران عزیزشمادوستان ومادرعزیز خودم " // مادران عزیز روز شما مبارک // بوسه می زنم دم به دم برپای مادر فدامی شوم فدای آن قدو بالای مادر جان وتن وسروپایم فدا می شود به چراغ شکیبایی جاودان ورو

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادر زن,مادربزرگ,مادريت انك اناني,مادرانه,مادر به انگلیسی,مادر و دختر, نویسنده: بنیامین شاکری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:54

این چن بیت شعر ازخودم نیست خوانندشم :حامدزمانی هستش وقتی که میوفته یه پرسرخ رونبض ی خاک آسمونی یعنی که میشه فرشته باشی بابال وپرت رجزبخونی یعنی میشه پابه پای یاست ازحق بگی وسمیه باشی یافاطمه ای بگی و بی ترس پای هدف علی فداشی چون آسیه میشه آسمون شدفرعون ومیشه توکاخ لرزوند ای ماه به خون نشسته برخیز فریادبزن که ز

برچسب: ازخودم راضی نیستم,توکه نیستی ازخودم بی خبرم, نویسنده: بنیامین شاکری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:54

وچقدردوست داشتنی هستی تو آن دم که باوجودپای ترتوتومیشودخاک عطرآگین ومیشوددل آسمان پاک وبی آلایش ومیشوند گنجشکان ازلانه های خویش رها آن دم که میخوانندهزاران ترانه بردست های درخت کاج همسایه

برچسب: باران چت,باران کوثری,باران,باران خواننده,باران فیلم,باران مووی,باران موزیک,باران گپ,باران تویی,باران عشق, نویسنده: بنیامین شاکری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:54

روزی که علم کنارآب بازی میکرد کسی به پروازپرنده فکرمیکرد کسی می دید رایگان می بخشید،شاخه نورخودراخورشید به گیاه وآب گشت هوش او درپیس چشمان خورشید وپشت ابهام بلنداین چاه کسی ازپله های ناپیداگشت پیدا بی گمان؛ گفت او بایدمن دراین حجم درد

برچسب: نویسنده: بنیامین شاکری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 11:54

صفحه بندی